با آرزوها و آرمان های بزرگ یک ملت چه کردند؟

   

آثار سخنسرایان پارسی‌گو

 

 

ناهید فرید عضو مجلس نمایندگان

 حکومتداران هنوز به مردم به چشم یک رعیت نگاه می کنند یک رعیتی که نباید بداند در حکومت چه می گذرد و چه می شود؟ گروه رعیتی که حق ندارد حداقل برای سه سال یک خیابان آسفالت داشته باشد

هر ملتی شایسته زعیمی است که برآن حکومت می کند.
روندهای گذشته، زیر نام مردم سالاری چه مسیری را در بیشتر از ده سال در افغانستان پیموده است؟
آیا ذهنیت پذیرش نظام مردم سالار نزد سیاستمداران وجود دارد؟
کسانیکه منادی دموکراسی بودند امروز دموکراسی را درخاک کردند و مشتی از آن را نیز بر چشم مردم زدند و در این میان هنوز تعدادی جرات ندارند بگویند دموکراسی غربی ارمغان غارت ملی بود نه چیز دیگر

ناهید فرید عضو مجلس نمایندگان ، عقیده دارد: بعد از حکومت طالبان ما وارد یک مرحله گذار شدیم به دموکراسی و مرحله گذار شامل چند مرحله است که ما هنوز به دموکراسی واقعی نرسیده ایم و مهمترین مرحله گذار که ما به آن نرسیده ایم مرحله تحکیم و تثبیت دموکراسی است.هنوز حکومت افغانستان با کمک مردم و جامعه جهانی به
مرحله دموکراسی نرسیده است چرا؟ برای اینکه کسی آستین بالا نکرده نه جامعه جهانی و نه جامعه مدنی و... انتظار نمی شود داشت که دموکراسی، افغانستان را به بهشت تبدیل کند و یا مشکلات اقتصادی افغانستان را حل کند اما دموکراسی اجازه می دهد تا ما منافع اساسی خود را بشناسیم و از آن دفاع کنیم.

وی در مورد جامعه جهانی که در آغاز ورودش تیری در تاریکی زد و دموکراسی را مطرح کرد گفت: هر کشور دنبال منافع خودش است. جامعه جهانی مخصوصا آمریکا برای مبارزه با تروریزم به افغانستان
حمله کرد اما افغانستان باید خودشان سرنوشت خود را تعیین می کردند و می دانستند چه زعیمی را انتخاب کنند همانطور که گفته شده هر ملتی شایسته زعیمی است که برآن حکومت می کند.

با توجه به اینکه در مدت ده سال مواد مخدر در افغانستان در حال رشد
است و روسپی خانه ها افزایش یافته است و فساد بیداد می کند، برای مردم این ذهنیت درست شده است که دموکراسی یعنی همین؟
اگر مردم فکر می کنند دموکراسی باید همین باشد، بله یعنی همین!
به طور مثال وقتی سخن از پارلمان افغانستان می شود و پارلمان توانایی این را ندارد تا خواست های خود را به کرسی بنشاند و بتواند وزرای
سرپرست را انتخاب کند و وزرا قبلی به عنوان وزیر سرپرست باقی می مانند و مردم صدای خود را نمی کشند یعنی مردم فرهنگ و رشد سیاسی ندارند و نمی فهمند که باید از حکومت بخواهند تا به خواست های پارلمان که نماینده آنهاست جواب بدهد.

مردم باید به نماینده هایی رای بدهند که رای آنها را نمی خرند با نان و... به کسی رای دهند که واقعا از آنها نمایندگی می کند.وکیلی که رای بخرد حتما رای هم می فروشد این درتمام دنیا وجود دارد زمانی که مردم به رشد فرهنگی نرسیده باشند حتما اینچنین است.

مشکلی که ما، بین حکومتداران خود داریم این است که آنها کشمکش های فرهنگی را وارد نظام کرده اند که حول محور قومی، مذهبی و... می چرخد که مانع ایجاد دموکراسی شده است.
حکومتداران هنوز به مردم به چشم یک رعیت نگاه می کنند یک
رعیتی که نباید بداند در حکومت چه می گذرد و چه می شود؟ گروه رعیتی که حق ندارد حداقل برای سه سال یک خیابان آسفالت داشته باشد.

آیا می شود دموکراسی را در افغانستان از نو تعریف کرد؟
ما اگر از دموکراسی لیبرال صحبت کنیم که دو اصل اساسی ملت و دولت است، بستر مطلوب را برای ایجاد شرایط نیاز دارد تا ملت خارج شود از آن بستر قومی و نژادی و مذهبی و تعریفی از منافع ملی بیان کند.

ملتی که هنوز هویت ملی ندارد و چالش دارد برای هویت ملی، چطور می تواند دموکراسی را تعریف کند؟
ما برای اولین بار در افغانستان در قانون اساسی همسویی داریم بین سنت و تجدد، پارلمان و قانون اساسی جدید داریم این تعارف جدید روزنه امید را برای مردم باز می کند اما به شرطی که حاکمان سیاسی خود را مسوول بدانند و به سوال نسل بعدی جواب دهند که با آرزوها و آرمان های بزرگ یک ملت چه کردید؟

فرستنده: الحاج میرزا قربان محمد

/ 0 نظر / 24 بازدید