فروش زنان در افغانستان

زنان افغانستانی در برخی از ولایات کشور از جمله ولایات مشرقی افغانستان به
فروش می رسند. این خبر نه تنها برای شما تکاندهنده خواهد بود بلکه در
ابتدای شنیدن این موضوع بهت و حیرت سرتاپای شما را فرا خواهد گرفت. اما با
تأسف باید گفت که فروش زنان در افغانستان یک واقعیتی است که در لایه های
پنهان مردسالاری مسکوت مانده و کسی شهامت پرده برداشتن از این واقعیت عینی
را تا اکنون نداشته است.
وزارت ارشاد و حج و اوقاف افغانستان روز شنبه ۱۰ حمل سالجاری ادعا نموده
است که زنان از گذشته های دور به اینطرف در مناطق سرحدی کشور مخصوصا در
قسمت هایی از ولایت ننگرهار به فروش می رسند و زنان به مانند اشیاء و ملکیت
انفرادی مردان در بازار مورد تبادله و خرید و فروش قرار میگیرند.

سخن تلخ تر و بسا غیرقابل تحمل این است که در مناطق مرزی ولایت ننگرهار با
پاکستان مارکیت های فروش زنان وجود داشته که زنان توسط خویشاوندان و
شوهرانشان به مردانی دیگر در قبال پول ناچیزی به فروش میرسند. این معامله
از سالیان دور به این طرف وجود داشته و بزرگان قومی و افراد با نفوذ قبایل
مختلف در سرحدات در رونق این بازار تلاش های فراوانی را به خرچ میدهند.

مناطقی از مهمند، رودات و بخش اعظمی از ولسوالی شینوار زنان را بصورت
انفرادی یا گروهی در مارکیت خرید و فروش زنان آورده و ساعت های زیادی را بر
سر فروش آنان میگذرانند. زنانی که به فروش میرسند حق اعتراض و یا اظهار
نظری در مورد سرنوشت آیندۀ خویش ندارند و باید به مانند یک کنیز دهان بسته
تسلیم سرنوشتی گردند که مردان قبیله اش و یا هم شوهرانشان در مورد آنان
تصمیم اتخاذ می کنند.

زنان در این مناطق بر اساس زیبایی و جوانی و همچنان معیارهای دیگر به فروش
میرسند. تعدادی از این زنان به دلیل اینکه شوهرانشان میل به ازدواج دوباره
گرفته است بدون کدام نگرانی توسط شوهر خود به فروش میرسند.

در برخی حالات شوهر سابق این زن به دلایل نداشتن مخارج زندگی او را میفروشد
و حتی اگر مجبوریت تقاضا نماید او را همراه با دخترانش به فروش میرساند.
نرخ و قیمت گذاری در مورد زنان تفاوت دارد؛ قیمت زنی که ۱۵ سال سن دارد با
زنی که چهل سال عمر کرده است کاملا فرق داشته و این زنان بر اساس جوانی،
زیبایی و دیگر معیارهای این مارکیت معامله میشوند اما در برخی معاملات هم
اینگونه است که زنی حتی پایین تر از نرخ یک گوسفند و یا قاطر به فروش
میرسد.

دلایل دیگری از جمله اقتصاد ضعیف مردان این مناطق؛ عامل دیگری بر فروش زنان
است. و حتی بر اساس برخی از گزارش ها روزانه بصورت میانگین دو زن به فروش
میرسند. در این مناطق آگاهی دهی در مورد منع فروش زنان نه تنها بی تأثیر
است بلکه این روند به مثابۀ یک فرهنگ مروج در رسوم این قبایل نهادینه و
تثبیت شده است.

فروش زنان در ولسوالی های مهمند، رودات و شینوار حکایت از اوج بحران حقوق
زنان در افغانستان می کند. غیرت، عزت و ناموس داری؛ قصه ها و اسطوره پردازی
های کهنی در نزد مردان این مناطق می باشد که مفهومی چندانی از نگاه انسانی
برای آنان ندارد. این مردان به خود و طریقۀ افکارشان مبنی بر فروش زنان
شان حق میدهند و آن را رواج قدیمی و با ارزش در خاندان و جامعۀ قبیلوی خود
می پندارند.

حکومت و نهادهای قضایی در این بخش ها نتوانسته اند نفوذ خود مبنی بر
جلوگیری از این رسوم را گسترش دهند و اکنون با توجه به بی ثباتی امنیت در
افغانستان فروش زنان وارد مرحلۀ جدیدی گردیده و این معاملات روز به روز
افزایش می یابد.

اکنون این سوال مطرح میشود که آیا در افغانستان ما با آغاز برده داری زنان
به صورت وحشتناک آن روبرو هستیم و یا اینکه کشور ما در عصر تکنالوژی و
احترام به کرامت انسانی رو به سقوط ارزش های بشری است.

رویدادی که ما اکنون با آن مواجهیم مربوط به سالجاری و یا چند سال قبل
نمیشود بلکه این پدیده سالهای متمادی و در نظام های مختلف حکومتی در
افغانستان مقاوم و پایدار به روند خود ادامه داده است و هیچگونه هراسی از
ممنوع بودن آن در نزد مروجین این رواج های ناپسند بوجود نیامده است.

با اینحال اگر فروش زنان از نگاه دین اسلام و سایر ادیان جایز نیست پس چرا
علمای دینی بر این پدیده اهمیتی نمیدهند و با محکوم کردن این رسوم برده
داری به مبارزه بر نمیخیزند؟ چرا نهادهای مدافع زنان و ارگان های حقوق بشری
در کشور بر محکومیت این نظام های سازمان یافتۀ قبیلوی که زن را به مانند
برده به فروش میرسانند اعتراض نمیکنند؟ چرا حکومت در مقابل این جرایم
سازمان یافته از خود اقتدار نشان نمی دهد و این مردان زن فروش را به مجازات
نمیرساند؟

سوال های زیادی است که پاسخ واضح و روشن به آن داده نشده است اما زنان
افغانستان امیدوارند که خشونت به معنای واقعی آن از جامعه زدوده شود نه
آنکه با ترویج برخی شعارها و سمبول سازی های معمول برای پروژه سازی های
مختلف حقوق زنان در افغانستان زیر پا گذاشته شود.

زنان مهمند، رودات و شینوار؛ زنانی هستند که دارای کرامت و انسانیت هستند؛
آنها ظلمی را تحمل می کنند که در تاریخ مظالم انسانی شرم بزرگی است. بهتر
است به این پدیده های زن ستیزانه با نگاهی جدی تر و عاقلانه تر بنگیریم و
در راستای مبارزه و نابودی این روش های غیر انسانی راههای بهتری را برای
حذف آن در نظر بگیریم تا باشد ما در ارزش گذاری خود به زنان افغانستان به
یک الگوی مناسب و معیارمند مبدل شویم.

 

فرستنده: الحاج میرزا قریان محمد

/ 0 نظر / 30 بازدید