افغانستان سرزمین نفرین شده !

اپرتو نادری

افغانستان متاسفانه مانند سرزمینی است که خدای ناکرده نفرین شده باشد، در طول تاریخ مردم بارها برای استقلال و آزادی خود برخواسته و جنگیدند ولی پس از آن مبارزه، مقدرات سرزمین شان به دست کسانی دیگر افتاد . بدون تردید بعد از استقلال افغانستان، همینطور شد و اکنون هم همینطور استرداد استقلال افغانستان
پرتو نادری :نویسنده و پژوهشگر در باره اینکه اکنون افغانستان استقلال دارد یا نه؟ گفت: این یک جواب دشوار است که نه می شود گفت بله و نه می شود گفت نه.در این وضعیت فعلی سازمان ملل و فیصله های شورای امنیت سازمان ملل اینجا حضور دارند ولی از بعضی جهات
افغانستان آزادی های لازم را ندارد برای همین ما می توانیم بگوییم که افغانستان استقلال کامل دارد آنطور که یک دولت ملی و برخواسته از اراده مردم باشد نداریم و بسیاری از مقدرات ما را دیگران در پشت پرده آماده می کنند و این نشان می دهد که ما آزادی ندارم و اراده ما تابع اراده دیگران است.

افغانستان یک کشور متکی به بیرون است و در این چنین مواقعی تا اراده اقتصادی نداشته باشیم اراده سیاسی هم نمی توانیم داشته باشیم.
افغانستان متاسفانه سرزمینی است که خدای ناکرده نفرین شده
است شما در طول تاریخ ببینید مردم بارها برای استقلال و آزادی خود برخواسته و جنگیدند ولی پس از آن مبارزه، مقدرات سرزمین شان به دست کسانی دیگر افتاد. بدون تردید بعد از استقلال افغانستان همینگونه شد و اکنون هم همینطور.

می توانیم از این گرداب خود را بیرون بکشیم؟
بعد از اینکه استقلال بوجود آمد نه تنها هر گروه به هر طرفی رفت بلکه در درون خود دستگاه هم افتراق هایی بوجود آمد، در درون دستگاه های امان ال... خان هم، گروه سنتی و محافظه کاری وجود داشت و امان ال... هم طرفدار تجدد و پیشرفت بود.
به نظر من در یک سرزمین تا زمانی که به مفهوم ملت پرداخته نشود دستاوردهای جامعه را نمی شود حفظ کرد معمولا در این حالت ها گروه هایی پیدا می شوند که می خواهند آن امتیازات را به نحوی در انحصارهای خود در آورند که این خود باعث انحتاط در جامعه می شود مثلا در انقلاب اسلامی افغانستان با آنکه تنظیم های جهادی با هم مبارزه می کردند به مجرد انکه وارد کابل شدند اسلام جای خود
را داد به انقلاب قومی و تنظیم هایی که هر کدام دنبال قومیت ها رفتند.
اتکا به ارزش قومی هیچگاه مجموع اقوام و رده های مختلف یک کشور را به سمت ملت شدن نمی کشاند.

از زمان استقلال تا کنون یک قرن می گذرد ولی درافغانستان هیچ چیز
تغییر نکرده است از نظر تفکر، در آن زمان شخصی به نام ملا لنگ در یک دست قرآن و در دست دیگر قانون اساسی را گرفت و از مردم می پرسید کدام به درد شما می خورد و مردم می گفتند قرآن، درست است که قرآن، اما ما برای جزئیات زندگی نیاز به قانون داریم مثلا برای ترافیک و یا هر چیز دیگر، و اکنون هم در افغانستان کسانی هستند که مدارس
را به آتش می کشند و دختران و زنان را می کشند و... که انسان به این نتیجه می رسد که از آن زمان تا کنون در افغانستان هیچ چیز تغییر نکرده است.

در افغانستان برای ملت سازی متاسفانه کاری نشده است و یک تفکر ملی که همه در زیر چتر آن باشیم ساخته نشد. یگانه راه این است که ما باید به محور عمومی افغانستان بیاندیشیم وهویت خود را در هویت افغانستان بسنجیم، ما باید به یک هویت همه افغانی برسیم و از قومی
گرایی بیرون شویم که تنها مشکل افغانستان همین است و تا زمانی که از این گرداب بیرون نشویم مشکلات ما حل نخواهد شد. تا زمانی که حکومت ملی در افغانستان بوجود نیاید هویت همه افغانی بوجود نخواهد آمد.مفهوم ملت در دوره خاصی از تاریخ شکل می گیرد و مهم این است که مردم درک مشخصی از تاریخ داشته باشند و ارزش های مشترکی داشته باشند اکنون ما در قرن 21 هستیم و باید مفهوم ملت معنی واقعی خود را پیدا کند. آنچه که امروز به نام دولت در افغانستان حاکمیت می کند به هیچ ارزش ملی افغانستان پایبند نیست، از رییس جمهور تا رییس پارلمان و... داد می زنند که اینجا فساد است ریاست جمهوری مانند حوضی است که از آن لوله هایی به شهر کشیده شده که اگر
این آب پاک باشد به تمام شهر آب پاک می رسد و اگر آب پاک نباشد آب ناپاک به شهر می رسد اکنون در افغانستان هم فساد در ارگ ریاست جمهوری است که در تمام افغانستان پخش شده است.

با وضعیت موجود افغانستان، باز هم افغانستان در حال از دست دادن
یکی از دوره های طلایی تاریخ است مانند زمان امان الله خان که متاسفانه مردم ما هنوز هم در همان قرن وجود دارند که بعد از برکناری امان الله خان می گفتند ما این شاه خوب خود را چرا بیرون کردیم؟

به نظر من جامعه جهانی برای افغانستان دیگر کاری نخواهد کرد ما سرزمینی هستیم که همیشه افتخاراتی داشتیم در طول تاریخ که چنگیز
را شکت دادیم و همچنان اسکندر و روس را، اما در طول تاریخ این مردم افغانستان هستند که خودشان، خودشان را شکت دادند و همیشه همین گونه زندگی خواهند کرد و دست کم از این حاکمیت موجود انتظاری نمی شود داشت بدبخت ترین ملت ملتی است که رهبر ندارد و
افغانستان اکنون هیچ رهبری ندارد و امروز در افغانستان هر کس به فکر خود و قوم خود است و بسیار دشوار است که یک قوتی پیدا کنیم که این عادات را بشکند و یک جنبش سراسری باشد وگرنه ما برای آیندگان جزء یک افغانستان وحشتناک چیز دیگری نداریم.

/ 0 نظر / 6 بازدید