هر چه کنی به خود کنی

هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی!درویشی در راه می رفت و می گفت :هر چه کنی به خود کنی -گر هم نیک و بد کنی .پیر زنی این گفته را شنید و گفت :من به این درویش ثابت می کنم که این حرف درست نیست .پیر زن نانی پخت ودر آن زهر ریخت و هنگامی که درویش به در خانه آمد آن نان را به او داد. درویش نان را گرفت وروان شد .نزدیک خانه ی پیر زن پسری به درویش رسید و گفت :من از راه دور آمده ام و گرسنه ام .درویش نان را به آن پسر داد و پسر نان را خورد و فر یاد زد :سوختم مردم از خانه ها بیرون ریختند و پیر زن هم بر اثر سر و صدای آن دو داخل جماعت شد و دید کسی که نان را خورده پسر اوست که پس از مدت هااز سفر امده بود .پیر زن گفت :بله درست است که:هر چه کنی به خود کنی (ضرب المثل ها)

محمد هاشم رستمیان

/ 0 نظر / 83 بازدید